شما برای پیدا کردن کار روشهای متفاوتی را میتوانید داشته باشید.
روزنامه ها
فکر میکنم همه به آنها آشنائی داشته باشید. روزنامه های از قبیل Totonto Star و یا Globe and Mail نسبتا تعداد خواننده بیشتری را دارند و تعداد آگهی استخدامی بیشتری را هم در هفته چاپ میکنند. البته شما از طریق اینترنت نیز به این آگهی ها دسترسی خواهید داشت.
http://www.workopolis.com/index.html
http://thestar.workopolis.com
http://globecareers.workopolis.com
http://www.careerclick.com
آژانسهای کاریابی دولتی
همانطور که قبلا هم توضیح داده ام میتوانید به آنجا مراجعه کنید و از خدمات رایگان آن استفاده کنید ولی معمولا موقعیت های شغلی زیادی به شما ارائه نمیدهند.
آژانسهای کاریابی خصوصی
شاید خیلی از تبلیغاتی را که در روزنامه ها و یا اینترنت میبینید از طرف همین شرکتها باشد. آنها برای شما رزومه اتان را دستکاری میکنند و یک جوری به کارفرماها می قبولانند ولی تا چند وقتی درصدی از حقوقتان را برای خودشان برمیدارند. البته شما اصلا نمی فهمید! چون به شما گفته نمیشود که اگر این آقایان نبودند حقوق اصلی شما چقدر می توانست باشد!! در ضمن چون فکر منافع خودشان هستند تقاضای پول زیادی برای شما میکنند (که صد البته درصد خودشان بالاتر برود) و چون همیشه با کارفرما به توافق نمیرسند؛ شما ممکن است موقعیت شغلی را از دست بدهید.
اینترنت
فکر کنم این حداقل چیزی است که اغلب همه در دسترستان است و میتوانید برای هر کاری جستجو کنید و یا رزومه اتان را روی اینترنت بگذارید تا اگر کارفرمائی دنبال تخصص شما بود بتواند به رزومه شما درسترسی داشته باشد و به شما تماس بگیرد. بعضی از سایتهای اینترنتی امکاناتی دارند که میتوانید برای بعضی کلمات کلیدی Alert بگذارید تا بصورت اتوماتیک در موقعیتهای تازه بوجود آمده جستجو کند و به محض برخورد به آن کلمه؛ پیغامی را به ایمیلتان بفرستد. در ضمن به کسانی که در فکر آمدن هستند توصیه میکنم وضعیت کار را قبل از آمدن از همین طریق بررسی کنند و ببینند در حال حاضر برای چه تخصصی در حرفه خودشان فرصتهای بهتر و بیشتری موجود میباشد و خودشان را برای آن تخصص آماده کنند.
برخی از سایتهای معروف:
http://www.workopolis.com/index.html
http://www.actualjobs.com
http://www.canadajobs.com
http://jb-ge.hrdc-drhc.gc.ca
http://www.jobshark.ca/caeng
http://english.monster.ca
http://ontariojobs.com
http://www.canada.plusjobs.com/fronteng.html
دوستان و آشنایان و یا به اصطلاح Networking
میتوانم بگویم یکی از موفقترین روشها میباشد. هر چه شما افراد بیشتری را بشناسید درصد یافتن کار برای شما بیشتر میشود. به دوستانتان بسپارید تا آنها هم از دوستان و آشنایان خود بپرسند. من شرکتهای بسیاری را میشناسم که اصلا آگهی استخدام نمیدهند و شخصا افراد زیادی را دیده ام که با سطح اطلاعات و حتی دانش پائین؛ حقوق های بسیار خوب و موقعیتهای عالی را از طریق همین آشنایان دارند! (یکی از دلایلی که چرا متولدین کانادا وضع درآمد بهتری نسبت به مهاجران دارند!)
نمیخوام کسی را نا امید کنم ولی دانستن این نکته بنظرم خیلی مهمه که تمام اینا یکطرف ولی حرف اول را پارتی بازی میزنه . آشنا داشته باشی دو روزه میری سرکار وگرنه باید ماهها دنبال کار بدوی بعدم معلوم نیست تو این اوضاع جواب بده یا نه .
با نظر شما مامان نیلو موافقم البته این درد مثل اینکه همه گیر است و در همه جای دنیا صدق می کند در همین ایران خودمان وضعیت به همین منوال است تا پارتی نداشته باشی از کار خوب و حقوق خوب خبری نیست در کانادا نیز همین است
اصلا این راهها که گفتی کاپیتان جان (فکر می کنم خودت هم بدونی) هیچ کدومش واب نمیده ایرانیهام فقط برای اینترنت و فتوکپی مجانیش میرن!!!
مامان نیلو ،دقیقا همینه که گفتی
۱- پارتی بازی و داشتن آشنا در آن اداره یا شرکت (حتی اگر دونات شاپ و پیتزایی باشد)
۲- مراجعه به بخش student services کالجها و دانشگاهها : صاحبکارانی که نیاز به افراد بدون تجربه دارند و ضمنا نمی خوان پول آگهی بدن هر روز فکس می فرستن به کالجها و اونا هم یه لیستی دارن که هر روز update میشه . هزینه ای هم براتون نداره فقط یه کارت دانشجویی نشون بدین . نظیر همین لیست را برای پیدا کردن خانه و آپارتمان دارند . و چون در هیچ روزنامه ای هم تبلیغ نمی شه مراجعه کننده (رقابت با شما ) تقریبا صفره .... الکی نرین توی اینترنت و روزنامه ها دنبال کار ... خیلی از شرکتها و ادارات مهم و بزرگ فقط به این دلیل آگهی استخدام میدن به مطبوعات که بعدا دولت اونا رو متهم به پارتی بازی و تبعیض نکنه وگرنه همش فرمالیته و الکیه و همون کارمندای اونجا قبلا دوستان و اقوامشون رو برای اونجا توی آب نمک خوابوندن مخصوصا ادارات و شرکتهایی که کارمندا و کارگراشون اتحادیه هم دارند و نسل اندر نسلشون از اونجا نون میخورند .
۳- شانس و اقبال .... :::)))
۴- خوشگلی و خوش تیپی و خوش سروزبون بودن و قابلیت جوش خوردن با دیگران در کانادا از تخصص هم مهمتره چونکه مشتری بیشتری برای صاحبکار جذب می کنه و هم اینکه تخصص رو میشه در عرض چند روز یا هفته به افراد یاد داد اما کاراکتر جذاب و مردم پسند رو هیچکس نمی تونه یاد بگیره و ژنتیکی و درونیه ...
سلام
آقا بالاخره بریم کانادا یا نریم.یکی میگه کار هست یکی میگه نیست. یکی ما رو راهنمایی کنه.
Hesam jan khodet bebin dige inke soal nadare age enghad bikar naboodim ke nemishestim weblog benvisim!!! az capitan civic bepors!!!
راجع به نظر آروین در مطلب قبلی:
آروینجان اطلاعات غلطی داری. برای تایید مدرک کافی هستش همراه با وجه مربوطه از طریق http://www.ccpe.ca اقدام کنی. معمولا همه، به غیر از افراد فارغ التحصیل شدهی یکیدو سال بعد از انقلاب فرهنگی رو تایید میکنن. برای پزشکی خوب موضوع متفاوت هستش. گفتی امکان ندارد که «عنوان مهندس را در شغل خود داشته باشد»، خوب هر جور راحتی فکر کن، اما من نه تنها با عنوان مهندس مشغول به کار شدم، بلکه بعد از یک سال با استفاده از ترکیب سابقه ی کار در ایران و اینجا عضو انجمن مهندسی هم شدم و می تونم از عنوان P. Eng. استفاده کنم. البته یک دردسرش امکان امضای برگهی پاسپورت و شهروندی برای دیگران هستش، ماشاالله دیگران هم که تمومی ندارند! خودم هم شخصا افراد دیگری رو میشناسم که شرایط مشابه من رو دارن. به هر حال، به امید موفقیت بقیهی دوستان.
نویسندهی وبلاگ بهتره دربارهی کلاسهای job finding هم بنویسه. بسیار مفید و موثر هستند.
من اولین باری است که در مورد این کلاسها میشنوم- توی اینترنت جستجو کردک یک سایتی پیدا کردم بعد از ترجه حتما استفده خواهم کرد. شما اگر اطلاعات دقیقی در این مورد دارید لطفا برایم ایمیل کنید.
متشکرم
Capitan Cirrus civicet chetore? resumato ba oon mibari pakhsh mikoni na? kashki nemishnakhtamet... didi ba Hossein Derakhshan daroftadi aghebatete chi shod?! lol
آن مدرک ccpe فقط برای ارائه به سفارت کانادا ارائه می شود. در متن آن مدرک ccpe نوشته است که: مدرک شما (به نظر می رسد که) برای مسائل مهاجرتی مناسب است. عضویت نهایی در انجمن مهندسین حرفه ای کانادا نیازمند انجام برخی آزمونها و بررسی های کاملتر می باشد... سابقه کار ایرانی به هیچ وجه برای آنها پذیرفته نیست. امتحانات دروس اساسی مهندسی نیز در نزدیکترین دانشگاه و با فواصل زمانی چند هفته ای برگزار می شوند، ولی مسئله مهمتر کار با عنوان مهندسی در کانادا می باشد که مدت آن هم حداقل دو سال است. با یکسال کار مهندسی حتی فارغ التحصیلان دانشگاهای کانادا نیزنمی توانند مدرک رسمی ccpe را بگیرند، چه رسد به فارغ التحصیلان دانشگاههای خاورمیانه که حتی به آنها یک هفته کار با عنوان مهندسی داده نمی شود! برای امضای فرمهای درخواست رزیدنس یا سیتیزن شیپ و برابر با اصل کردن فتوکپی مدارک مورد نیاز نیز می توان به یک وکیل معتبر مراجعه کرده و با پرداخت حداکثر 30 دلار قال قضیه را کند که در آخر کار آن وکیل یک تشکر گرمی هم از آدم کرده و جای منت کشی دیگران را باقی نمی گذارد!
تذکر اینکه هر کسی که قسم خورده باشد میتواند تائید کند. احتیاجی به دادن ۳۰ دلار به وکیل ندارید! حتی پزشک خانوادگی شما نیز میتواند بدون هزینه اینکار را انجام دهد.
این کاپیتان سیروس هیچ معلوم نیست چه کاره است. چون اگر این شغل مهم و معتبر را داشتی هیچ وقت در وبلاگ پرسه نمی زدی و بیخود وقتت را از بین نمی بردی. و نمی دانم چرا از رو هم نمی روی. در ضمن به آقا حسام هم بگم برای آمدن حتما اقدام کند چون ضرر نمی بیند. بدون شک چند سال اول را در سختی و ناراحتی خواهی بود ولی به عوضش از خیلی مزایای دیگر اینجا بهره خواهی برد توقع نداشته باش به محض اینکه اومدی برات کار وجود دارد. ممکن است ماهها نتوانی کار پیدا کنی ولی اگر از نظر زبان مشکلی نداشته باشی بعد از گذراندن یک دوره تخصصی در دانشکده یا کالج می توانی کار رشته خودت را بیابی. به حرفهای این سیروس هم گوش نده چون فکر کنم همه چیز را الکی میگه مگر اینکه قبل از آمدن به کانادا پارتی کلفتی داشته که یک جاب خوب براش پیدا کرده. ولی در هر صورت آمدن به اینجا پشیمانی نداره. اقدام کن موفق باشی
ممنون از آروین و هومن عزیز من چند بار به این سایت اومدم و دیدم متاسفانه ظاهرا دس اندرکاران اون چندا مطلع نیستند یا به عمد اطلاعات غلط میدن ما هم یه فامیل داریم با خانومش کانادان و بیکارن اونام همش صبح تا شب نشستن کامپیوتر بازی می کنن یا سایت می سازن! هی هم منتظرن ایران انقلاب شه برگردن!! من خودم وقتی اونا رفتن کانادا اقذام کردم ولی وقتی دیدم که اونا هر چی تو ایران داشتن رو از دست دادن . آخرش هم الان پدر ش از ایران براشون پول میفرسته از رفتنم به کانادا پشیمون شدم حداقل الان تو ایران رو پای خودمم.
آقای عزیز - شما یا مطالب را جسته و گریخته مطالعه کرده اید که بدون علت و از روی نادانی چنین مطلبی نوشته اید و یا قصد و نیت خیری ندارید. در هر صورت امیدوارم بدانید من هیچ کس را برای آمدن به کانادا نشویق نکرده و نخواهم کرد. در ضمن ناتوانی بعضی اشخاص را نمی توان شاخصی برای ناتوانی همه دانست.
لطفا بجای متلک گوئی سعی کنیم یاریگر دیگر باشیم نه تیغی در چشم دیگران و تلاش کنیم چشمه امید را در دل کسانی که در این خاک به هر دلیل آمده اند و مشکل دارند روشن کنیم و نه خاموش کننده امید آنان باشیم.
نمیدانم چرا وقتی کسی سعی به کمک دارد چنین بایستی مورد اهانت قرار گیرد ولی کسانی که اهانت میکنند همیشه از گزند دیگران در امانند! آیا این چنین است رسم مردانگی شما ؟
کاپیتان هومن جان!(=حمید=سیروس!) برو خودتو رنگ کن عزیزم! فکر کردی همه مثل خودت خرن میای با یه اسم دیگه مثلا به سیروس بدی میگی! پاشو یه بار گفتم آی پیت میفته! حالا هی برو از کتابخونه و کلاس زبان آنلاین شو! بالا بری پایین بیای متقایها روزبروز دارن کم میشن چون همه دیدن بیشتر کسایی که اومدن اینجا از بیکاری دست از پا دراز تر برگشتن!!! مثل خودت که داری بال بال میزنی شغل پیدا کنی نمی تونی!!! حالا هی بشین بگو اینجا خوبه! (با اسامی متعدد حمید هومن سیروس و ...)!!!! از کم شدن تعداد میزیتورات معلومه! خودت خوب میدونی که ایرانی جماعت هموطنشو خوب میشناسه!!! پاشو بجای اینکارا یه رزومه بده پیتزا پیتزا ! بجای سیویک هم عجالتا یه دوچرخه!!! عوضش اینجا آزادی داری! (خودمونیم بدجوری توش موندی ها!!!)
یادم رفت بگم هی صفحه رو رفرش نکن که فکر کنی ویزیتورات زیاد شده!!! خودتی! (تا تو باشی به حسین درخشان در نیفتی....)
اولا عضویت در انجمن های شغلی هیچ مزیت یا افتخاری محسوب نمیشه و غیر دولتیه و صرفا تشکیل شده از یک عده مثلا مهندس یا بقال یا وکیل و غیره که بین خودشون یک انجمن درست کردند که مسایل شغلی خودشونو در اوقات بیکاری با هم در میان بذارن و الکی از همدیگه حق عضویت بگیرن و سمینار و غیره راه بندازن و اگر مثلا دولت خواست تغییراتی در حیطه شغلی اونا صورت بده اینا هم مثلا اظهار نظر کنن و دونات و قهوه بخورن ::))...
دوما : کلا دو نوع عضویت هست : وابسته ( Associate member ) و پیوسته (Voting member ) . ....اونهایی که تازه فارغ التحصیل شدن و یا سابقه کار لازم ندارند را Associate member میگن و اینا فقط حق عضویت میدن و حق رای ندارند و فقط هر چند وقت یکبار - اگر حق عضویتشونو داده باشن !! - براشون از طرف اون انجمن کذایی یک بولتن الکی دو صفحه ای مثلا ارسال میشه و بهشون یه کارت عضویت الکی میدن که دلشون خوش باشه .... ببینید : در کشورهای غربی پول حرف اول و آخر رو میزنه ... وقتی میرین بانک تقاضای وام کنین کاری به این ندارند که مهندسین یا سپور شهرداری ... فقط در جهان سوم این بحث ها مطرحه ... اگر از همون روز دوم ورودتون به این کشور ها بچسبید به کار - هر کار شرافتمندانه ای هر چند کوچک - و بیخودی دنبال مدرک دانشگاهی درازمدت نرین ظرف کمتر از دو سال صاحب همه چیز میشین ... اون وقت -که پولدار شدین - وقت دارین که بشینین خرخونی کنین و مثلا مدرک جمع کنین و به دیوار آویزون کنین --::))... و فتوکپی پاسپورت برای دیگران امضا کنین ..loool ....
فیلتر جدید مخابرات ایران سایت حسین درخشان و بسیاری از سایتهای دیگر را دیروز فیلتر کرد
چقدر این کاپیتان حمید ببخشید کاپیتان سیروس ! ببخشید کاپیتان هومن!!! از بس از جیب خورده کار گیرش نیومده زده به سرش!!! بابا این سیویک بازیا مال ایرانه که نوار شادمهر عقیلی بذاری بری تو شهرک گاز بدی!!! اینجا باید اون کفش کارگریهارو پات کنی که گفتم!!! هی هم بیخود صفحه رو رفرش نکن قباحت داره!!!!
خوب آروینجان من که کردم و شد. حالا از من اصرار از شما انکار، چه فایدهای داره؟ در ضمن برای عضویت در انجمن مهندسین استانی، یک سال کافی هستش. این یک سال رو با سابقهی کاری ایران جمع می کنند تا پیشنیاز عضویت رو داشته باشی. خود فارغ التحصیلان دانشگاهای کانادا فکر میکنم به ۳ سال سابقه نیاز دارن. دقت کن راجع به انجمن استانی صحبت میکنم. راجع به فورمهای رسمی هم، خوب این رو به هموطنان گرامی بگو که حاضرند منت بکشند اما پول ندن!
هومن جان: والا من نه بیکار هستم نه پارتی داشتم. فکر نمیکنم نوشتن یک مطلب چند خطی از کسی وقت چندانی گرفته باشه. رمز موفقیتم هم زبان خوب و پشتکار زیاد هستش. باید مرتب follow up کرد و به طرف گیر سهپیچ داد تا برای مصاحبه دعوتت کنه.
به سپهر هم توصیه میکنم بدشانسی دیگران رو با کلینگری نگاه نکنه. من در اینجا بسیار موفق هستم و دوستان بسیاری هم دارم که از زندگی راضی هستند. حتی برای تجربه تفاوتهای فرهنگی و درک درست از یک زندگی درست اجتماعی هم که شده سعی کن اینجا بیای. واقعا تا از ایران خارج نشی نمی فهمی چه چیزهای بنیانی رو ازت گرفتن و چقدر زندگی رو بدون دلیل برات سخت میکنن. نزدیکانت هم برای همین برای انقلاب ثانیهشماری میکنند، چون با وجود شرایط بد اقتصادیشون، زندگی شاداب این جا رو به تحقیرها و کاستیهای اجتماعی ایران ترجیح میدن و حاضر به بازگشت نیستن. من که انقلاب هم بشه قصد بازگشت ندارم، مشکل ما فقط سیاسی نیست، فرهنگی هم هست.
Baba shoma ke maro hessabi az Canada oomadan monsaref kardin!!!! hame migan kar nist!! man shenide boodam bade oza amma na ta inhad khoob shod injaro didam!!!!
اولا قرار نیست که این وبلاگ رای کسی رو برای اومدن به کانادا تغییر بده و یا تشویقشون کنه. اینجا واسه اونهای هست که اومدن و یا در چند قدمی اومدن هستند و می خواند هرطوری که شده موفق بشند، کاپیتان حمید هم سعی در راهنمایی کردن داره.
آقای ناشناس، شما هم اگر قصد دارید افراد رو از کانادا اومدن منصرف کنید، که بنظر من کار خیلی خوبی هم می کنید، لطفا یک وبلاگ به نام تهرانتو درست کنید و تا دلتون می خواد از کانادا بد بگید. دست به قلابی شدنتون که خوبه!!! سابقه دارید.
سلام به همه شما » من از وبلاگ شما استفاده زیادی کردم . لطفا به فعالیت خود ادامه دهید و دلسرد نشوید .
من یازده ماه از معاینات پزشکی ام میگذرد ولی هنوز خبری از ویزا نیست . اگر هرکدام از دوستان شرایط مشابه من را دارند یا داشته اند لطفا اعلام کنند تا از کمک و نظرات انها اسهفاده کنیم .
متشگرم
ای آقا یا خانومی که هی از حسین درخشان حمایت میکنی (شاید هم خودت حسین درخشان باشی) خجالت بکش. این کارا رو نکن. یه عالمه مردم وبلاگ دارن و هر چی میخوان مینویسن تو اومدی گیر دادی به وبلاگ. اصلا به تو چه؟ این یا سیروسه یا حمیده یا هر کس دیگه. دوست داره این چیزا رو بنویسه. تو مگه قیم مردمی؟ فضول خان. مردم خودشون چشم و گوششون باز شده با طناب هر کسی تو چاه نمیرن. اونم که داری ازش هی حمایت میکنی زنش نونش رو میده یا هی تو وبلاگ انگلیسی درخواست کار میده یا دونیشن میخواد یا با این همه کبکبه و دبدبه میاد تو وبلاگش آگهی فروش میز دست دومش رو میذاره. این چینی ها و این کره جنوبی ها رو ببینید چه جوری متحد هستن و پشت هم رو دارن. خاک بر سر ما که فقط بلدیم پوز همدیگه رو بزنیم. من از آمریکا دارم مینویسم. حالا بیا بگو این سیروس یا حمید یا ... داره به اسم رضا مینویسه. برو بابا جون خدا خیرت بده.
واقعا راست میگه این رضا . چرا ما عادت داریم به جای اینکه از کار خوب دیگران تعریف کنیم همش سعی در کوبیدن همئیگه داریم ؟؟.... آخه عقده بی جهت تا چه حد ؟؟